چرا برخی احساسات معادل انگلیسی ندارند
زبان ادراک را شکل میدهد. وقتی فرهنگی برای چیزی واژهای میسازد، اغلب به این معناست که آن چیز بهقدری مهم است که باید نامگذاری شود - که به نوبهٔ خود توجه به آن و گفتوگو دربارهاش را آسانتر میکند. انگلیسی، با وجود دایرهٔ واژگان عظیمش (یکی از بزرگترینها در میان زبانها)، شکافهای آشکاری در واژگان احساسی خود دارد، بهویژه در حوزهٔ عشق. احساسات جهانی هستند؛ نامها نیستند. کاوش در کلمات ترجمهناپذیر عشق از زبانهای دیگر، راهی است برای کشف احساساتی که قبلاً تجربه کردهاید اما هرگز بهدرستی بیان نکردهاید.
کلمات زیر صرفاً کنجکاوی نیستند. آنها دعوتنامههایی به یک زندگی احساسی دقیقتر هستند. وقتی saudade را بشناسید، شروع به دیدن آن در تجربهٔ خودتان خواهید کرد. وقتی mamihlapinatapai را درک کنید، آن را در نگاههایی که ردوبدل میکنید تشخیص خواهید داد. هر یک از این کلمات یک عمل کوچک نامگذاری است - و نامگذاری یک احساس، همانطور که هر عاشقی میداند، به شما قدرت بر آن و ارتباط با دیگرانی که همان حس را دارند میدهد.
Saudade، Forelsket و زبان اشتیاق
Saudade (پرتغالی، تلفظ "ساو-داه-جه") شاید مشهورترین احساس ترجمهناپذیر جهان باشد. این واژه حسرتی عمیق و مالیخولیایی برای کسی یا چیزی محبوب را توصیف میکند که غایب است - احساسی که نه کاملاً اندوه است و نه دقیقاً نوستالژی، اما عناصری از هر دو را دارد، همراه با آگاهی تلخ و شیرینی از اینکه ممکن است آن چیز هرگز بازنگردد. پرتغالیزبانان ادعا میکنند که saudade را نمیتوان بهطور کامل ترجمه کرد زیرا بافت احساسی آن مختص تجربهٔ پرتغالی است - قرنها کاوش دریایی، افرادی که در دریا گم شدند، دوری و بازگشت. چه این درست باشد یا نه، این کلمه چیزی واقعی را به تصویر میکشد و به محض یادگیری آن، ضروری به نظر میرسد.
Forelsket (نروژی/دانمارکی) نقطهٔ مقابل saudade است: این واژه شور و شوق عاشق شدن را نام میگذارد - آن شادی اولیه و کمی غیرواقعی وقتی که تازه عاشق کسی میشوید و تمام جهان درخشان به نظر میرسد. انگلیسی عبارت "عاشق شدن" را دارد، اما هیچ کلمهٔ واحدی برای این حالت ندارد. Forelsket این شکاف را پر میکند. بهطور مشابه، Litost (چکی، ابداع شده توسط میلان کوندرا) حالتی از عذاب را توصیف میکند که ناشی از دیدن ناگهانی بدبختی خود است - اغلب در عشق با آگاهی از ناکافی بودن خود در مقایسه با معشوق ایجاد میشود. کوندرا آن را "حالتی از عذاب و شکنجه که با دیدن ناگهانی بدبختی خود ایجاد میشود" نامید.
Ya'aburnee، Mamihlapinatapai و شدت ارتباط
Ya'aburnee (عربی، یعبرنی) - که در مقالهٔ زبان عشق عربی ما بحث شده است - شایستهٔ جایگاه خود به عنوان یکی از خیرهکنندهترین و زیباترین عبارات ترجمهناپذیر عشق است. "خدا کند تو مرا دفن کنی" یعنی: آنقدر دوستت دارم که امیدوارم قبل از تو بمیرم، چون زندگی بدون تو غیرقابل تحمل است. این عبارت مرگ را به اعلامیهای از عظمت عشق تبدیل میکند. وقتی از والدین به فرزند، بین عاشقان، بین دوستان قدیمی گفته میشود، در صداقتش ویرانگر است.
Mamihlapinatapai (یاگان، زبانی تقریباً منقرضشده از تیرا دل فوئگو) اغلب به عنوان یکی از موجزترین کلمات جهان ذکر میشود: این واژه نگاهی را توصیف میکند که بین دو نفر ردوبدل میشود که هر دو چیزی را میخواهند اما هیچکدام نمیخواهند اول درخواست کنند. در زمینهٔ عاشقانه، لحظهٔ تأیید متقابل، ناگفته و برقی است - نگاه قبل از اولین بوسه، وقتی هر دو میدانند چه قرار است اتفاق بیفتد اما هنوز هیچکدام حرکت نکردهاند. مردم یاگان، که در جنوبیترین نقطهٔ آمریکای جنوبی زندگی میکردند، این لحظهٔ خاص انسانی را در یک کلمه رمزگذاری کردند. اینکه آنها به یک کلمه برای آن نیاز داشتند، چیزی دربارهٔ جهانی بودن آن به شما میگوید.
Cafuné، Gigil و لطافت فیزیکی
Cafuné (پرتغالی برزیلی، تلفظ "کاه-فو-نِه") عمل نوازش ملایم موهای یک عزیز با انگشتان است. این یکی از آن کلماتی است که وقتی با آن مواجه میشوید، متوجه میشوید انگلیسی چقدر فرصتها را از دست داده است. انگلیسی به یک عبارت توصیفی کامل نیاز دارد - "انگشتانم را در موهایت میکشم" - برای چیزی که پرتغالی برزیلی با یک کلمهٔ زیبا مدیریت میکند. Cafuné نه تنها عمل، بلکه صمیمیت و لطافت آن، نرمش خاص این ژست را به تصویر میکشد.
Gigil (فیلیپینی/تاگالوگ) میل غیرقابل مقاومت به فشار دادن یا نیشگون گرفتن چیزی (یا کسی) است که بهطور غیرقابل تحملی ناز یا محبوب است - آن موج طغیانگر محبت که شما را وادار میکند فردی را که دوست دارید در آغوش خود بفشارید تا جایی که نتوانید تشخیص دهید آنها کجا تمام میشوند و شما کجا شروع میشوید. والدین آن را برای نوزادان احساس میکنند؛ عاشقان آن را برای شریک خود احساس میکنند؛ ممکن است یکی از جهانیترین تجربیات احساسی باشد که انگلیسی هرگز نامگذاری نکرده است. Basorexia - از نظر فنی یک کلمهٔ انگلیسی است اما هرگز رایج نشد - میل طاقتفرسا به بوسیدن کسی را توصیف میکند. شایسته است بیشتر استفاده شود. و Foridelse (دانمارکی) شادی خاصی است که در حضور کسی که دوستش دارید احساس میکنید. انگلیسی "شادی" را دارد - دانمارکی میگوید این شادی خاص یک نام دارد.
Meraki، Hiraeth و عشق به مکان و خود
Meraki (یونانی، μεράκι) انجام کاری با روح، خلاقیت و عشق را توصیف میکند - گذاشتن تکهای از خود در کار. اغلب برای اعمال خلاقانه به کار میرود، اما در زمینهٔ عاشقانه، عشقی را توصیف میکند که در ژستهای یک رابطه میگذارید: غذایی که با توجه کامل پخته شده، پیامی که با دقت واقعی نوشته شده، سالگردی که با قلب برنامهریزی شده است. Meraki چیزی است که یک عمل عاشقانه را از یک وظیفهٔ صرف متمایز میکند. وقتی برای کسی با meraki آشپزی میکنید، آنها میتوانند آن را بچشند.
Hiraeth (ولزی) دلتنگی برای خانهای است که نمیتوانید به آن بازگردید، یا شاید هرگز نداشتهاید - اندوهی برای چیزی از دست رفته که ممکن است به اندازهٔ یک مکان، یک شخص باشد. این پسرعموی saudade است اما با کیفیت خاص ولزی اشتیاق، ریشه در تبعید و جابجایی. در اصطلاح عاشقانه، hiraeth میتواند احساسی را برای رابطهای که تمام شده، یا برای نسخهای از خودتان که وقتی بیشتر عاشق بودید وجود داشت، توصیف کند. Sehnsucht (آلمانی) قلمرو مشابهی را پوشش میدهد: اشتیاقی عمیق، حسرتی ژرف برای چیزی مبهم و زیبا و دستنیافتنی. سی. اس. لوئیس بهطور گسترده دربارهٔ sehnsucht به عنوان یک تجربهٔ انسانی مرکزی نوشت - میل به چیزی که جهان و حتی خود عشق نمیتوانند کاملاً ارضا کنند.
Mono No Aware، Ubuntu و عشق در گستردهترین معنای آن
Mono no aware (ژاپنی، 物の哀れ) - که در مقالهٔ ما دربارهٔ زبان عشق ژاپنی ذکر شده است - آگاهی تلخ و شیرین از ناپایداری، اندوه ملایم از گذرا بودن چیزهای زیبا است. شکوفههای گیلاس دقیقاً به این دلیل میریزند که کوتاهمدت هستند؛ یک رابطه دقیقاً به این دلیل ارزشمند است که برای همیشه دوام نخواهد آورد. Mono no aware احساسی است که در اوج خوشحالی تجربه میکنید وقتی ناگهان میدانید که خواهد گذشت - و به خاطر همین آگاهی، آن را شدیدتر دوست دارید.
Ubuntu (زبانهای بانتو نگونی، آفریقای جنوبی) - "من هستم چون ما هستیم" - کلمهای برای عشق رمانتیک به طور خاص نیست، اما به عشق در گستردهترین معنای آن اشاره دارد: درکی که شخصیت خود ذاتاً رابطهای است، اینکه ما از طریق و برای یکدیگر وجود داریم. در زمینهٔ عاشقانه، چیزی عمیق را دربارهٔ آنچه عشق با خود میکند به تصویر میکشد: شما در یک رابطه به فردی متفاوت تبدیل میشوید، توسط کسی که دوستش دارید شکل گرفته و کامل میشوید. Tarab (عربی) حالت شادی وجدآمیز و متعالی است که توسط موسیقی ایجاد میشود - اما به طور گستردهتر توسط زیبایی و احساس. در اوج خود، عشق tarab تولید میکند: تجربهای طاقتفرسا و تقریباً فیزیکی از احساس که از حالت عادی فراتر میرود. این همان چیزی است که آهنگهای بزرگ عاشقانه به دنبال آن هستند.
استفاده از این کلمات برای غنیسازی زندگی عاشقانه
برای بهرهمندی از واژگان احساسی یک زبان دیگر، نیازی به صحبت روان به آن زبان ندارید. یادگیری این کلمات برای تغییر نحوهٔ توجه و نامگذاری احساسات خود کافی است. دفعهٔ بعد که انگشتان خود را در موهای یک عزیز میکشید، خواهید دانست: این cafuné است. دفعهٔ بعد که آن آگاهی تلخ و شیرین از زودگذر بودن یک لحظهٔ عالی را احساس کردید، آن را به عنوان mono no aware تشخیص خواهید داد. دفعهٔ بعد که با کسی آن نگاه پر از بار را ردوبدل کردید، خواهید فهمید: این mamihlapinatapai است. نامگذاری احساس آن را کم نمیکند - آن را تقویت میکند.
این کلمات ترجمهناپذیر همچنین هدایای فوقالعادهای برای به اشتراک گذاشتن هستند. گفتن به کسی "یک کلمه برای آنچه نسبت به تو احساس میکنم وجود دارد، و آن forelsket است" نوعی صمیمیت و خلاقیت است که بیشتر اعلامیههای عشق فاقد آن هستند. برای راههای بیشتر برای ابراز عشق فراتر از حالت معمول، تولیدکنندهٔ شعر عاشقانه یا تولیدکنندهٔ نامهٔ عاشقانه را امتحان کنید. برای الهام روزانه برگرفته از خرد جهانی دربارهٔ عشق، شیرینی فال عشق را بررسی کنید. و برای دیدن اینکه چگونه این احساسات در زبانهای مختلف نامگذاری میشوند، هاب کامل گفتن "دوستت دارم" به همهٔ زبانها را کاوش کنید.
Untranslatable Love Words
| کلمه | زبان | معنی |
|---|---|---|
| Saudade | پرتغالی | دلتنگی عمیق و غمآلود برای کسی یا چیزی محبوب که حضور ندارد. |
| Ya'aburnee | عربی | کاش تو مرا دفن کنی؛ آنقدر دوستت دارم که آرزو میکنم قبل از تو بمیرم. |
| Cafuné | پرتغالی برزیلی | نوازش کردن موهای عزیزتان با انگشتان، به آرامی. |
| Gigil | فیلیپینی/تاگالوگ | اصرار غیرقابل مقاومت برای فشار دادن چیزی (یا کسی) که به طرز غیرقابل تحملی بامزه است. |
نکات عملی
به طور خلاصه
زبانهای دیگر کلمات زیبایی برای عشق دارند که انگلیسی ندارد. این کلمات به ما کمک میکنند احساساتی را که از قبل داریم، مانند دلتنگی عمیق یا میل به فشار دادن یک چیز بامزه، درک کنیم. یادگیری آنها میتواند زندگی عاطفی ما را غنیتر کند و به ما کمک کند به روشهای جدیدی درباره عشق صحبت کنیم.